فرهنگ ادب و هنر در کردستان

شعر, ترانه , متون ادبی, ضربالمثل ها و پند پیشینیان , آداب و رسوم فولکولور, جشنها و مراثی ها , نمایش و تئاتر بومی , صنایع دستی و هنرهای تجسمی همه و همه انعکاس دهنده ی تاریخ و پیشینه و آداب اجتماعی و اخلاقی شکست ها و پیروزی ها و هنر و زیبایی های طبیعی و جغرافیایی و پاکی های روحانی و....... میباشد که خشونت زندگی را با لطافت و زیبایی های خود قابل تحمل می کند.

 حتی نگاهها و کلمات کوچه و بازار میان هر قوم خود یک ویژگی منحصر به فرد فرهنگی است. خیلی از کلمات و واژها در میان کردها وجود دارد که شاید در کمتر ملتی این غنای فرهنگی و معرفتی وجود داشته باشد زیبایی, مناعت و صفای روح کردها به راحتی برای هر انسانی در این دنیای رنگارنگ قابل درک و دستیابی نیست کرد و کرد زاده غالبا دست به گریبان محرومیت, رنج, فقر و فلاکت, خشکسالی, کوچ و رحیل, تهاجمات بیگانگان درگیری ها و حق کشی ها بوده و روح لطیف و بزرگ این ملت که ظاهرا می بایست سر به طغیان علیه همه چیز و حتی خدا و معنویت بزند و محبت و زیبایی لطافت و گذشت را فراموش کند برعکس آن وجهه غالب دلرحمی, محبت و وفا ,صفا و یکرنگی, گذشت و بردباری را درون خود حفظ نموده.

 معنی نگاه چشم های منتظر مادران و دختران کرد لالایی و ناله و فریادهای غیرتمندانه مردان بزرگ کرد خود حریم بزرگی از ادبیات و فرهنگ را احاطه کرده که برای اقوام برخوردار و رفاه زده قابل فهم و حس نیست گویی زمین و زمان مکان و کاینات حتی ظواهر دین و مقدسات و احکام قاضی القضات های تاریخ همواره علیه کرد بوده و حقوق او را پایمال کرده و یا پایمال شدن آن را توجیه نموده اند ولی کرد این نژاد اصیل آریایی و اصل ماد متحد قوم پارس  اصالت و هویت زبان و فرهنگ و فولکلور خود را فراموش نکرده و از حقیقت دین حنیف و عدالتگر و تامین کننده حقوق انسانها که پیام آور خاتم عرضه داشته استقبال و آن را به جان و به اختیار انتخاب نموده و بدین گونه هویت ملی و مذهبی او شکل گرفته و ادبیات غنی و پرباری را که اکنون شاهد آن هستیم بنیان نهاده است.

فرهنگ و ادب کرد اگرچه مملو از پند پیشینیان ضرب المثلها و حکایات شیرین و جالب و اسطوره ای است و این مقولات به لحاظ باستانی نمودن (نمایش رمانتیک)حالت ونمای محافظه کارانه از نظر ادبی و سیاسی دارند. ولی در کنار آن ترانه ها و اشعار دلربا و غزلهای عاشقانه و عارفانه ای در ادبیات کردی وجود دارد که هر روز بر طراوت و تازگی آن افزوده می شود. رقص ها و آوازهای محلی علی رقم برخی محدودیتهای مذهبی و قشری همراه با برخی ملاحظات و رعایت ادب و حیای ویژه ی ملت کرد هنوز باعث نشاط و سرزندگی و صفای زندگی کردهاست.

در یک  بررسی کلی از معاصرین جدید شاید مرحوم ماموستا هژار (عبدالرحمن شرفکندی) ماموستا هیمن (محمدامین شیخ الاسلامی) و دیگران دارای نقش برجسته ترین در حوزه ادبیات معاصر باشند. به خصوص مرحوم ماموستا "هه ژار" که با تهیه وتدوین "هه نبانه بورینه" به معنی (مخزن وانبار سیاه رنگ چرمی که همه چیز در ان یافت میشود و در عین حال بسیار سنتی و اولیه است) فرهنگ لغت کردی به فارسی منحصر به فردی تدارک نموده و با ترجمه اشعار خیام به کردی (که به زعم اکثر صاحب نظران اگر از اهمیت نقش شاعر اولیه صرف نظر کنیم اشعار رباعی های خیام است) قدرت شعری خویش را به نمایش خاص و عام گذاشت و این مزید بر اشعار بلند سروده شده توسط خود ایشان است.

 هیمن شاعر و نویسنده بزرگ کرد که متاسفانه در زمان حیات با محدودیت های زیادی روبه رو بود قانون ابن سینا در طب را به زبان فارسی ترجمه کرده (باز هم به ا ذعان اهل فن در ایران کسی پیدا نشد که جرات نز دیک شدن ودست یازیدن به این کار را داشته باشد) و ترجمه قران به کردی و سایر آثار برجسته از جمله "چیشتی مجیور" که خاطرات متنوع سیاسی و بیوگرافی ایشان است از دیگر کارهای نامبرده است که نمی توان با چند جمله عظمت بزرگانی چون ایشان و امثالهم مانند همین و... را نشان داد. و اصولا فقط برای ذکر اسامی بزرگان ادب کرد صفحات بیشماری لازم است. لذا وارد این وادی نمی شویم و از اسامی هم که ذکر شد و خواهد شد بدون التفات و توجه خاص و بی مراجعه و چک لیست هیچ کتابی بوده است چرا که هر کدام از بزرگان و آثار و اشعارشان را که تامل میکنی او را بزرگتر از دیگری میبینی و می دانی و در برابرش زانوی تعظیم بر زمین میگذاری و این خود نشان دهنده ی عمق و ژرفای فرهنگ کرد است که حتی فقه اللغه (واژه شناسی) عبارات ادبی در میان عرب هم گاهی به پای مفاهیم آن نمی رسد.